نمود :
« مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ »
شرايع و كتب گذشته نيز مورد تصديق است تا بدينوسيله حقّ بودن آنها نيز محقّق گردد .
إِنَّ اللَّهَ بِعِبادِهِ لَخَبِيرٌ
خداوند به بندگانش آگاه است و باطن امور آنها را مىداند .
بَصِيرٌ
و خداوند بيناست و ظاهر امور آنان را مىداند ، پس اگر در تو چيزى نبود كه شايسته وحى و ظهور نبوّت بلكه خاتم نبوّتها و رسالتها و شايسته انزال اين كتاب كه خاتم كتابها و مهيمن بر آنهاست ، خداى تعالى بر تو وحى نمىكرد .
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ
عطف بر
« إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ
به اعتبار عقد وضع است يا عطف بر
« الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ »
است كه آن نيز به اعتبار عقد وضع است .
و مقصود از كتاب احكام رسالت و نبوّت است ، قرآن صورت آنست .
و به ارث گذاشتن احكام رسالت و نبوّت عبارت از قبول احكام با بيعت عامّه صحيح اسلامى يا با بيعت خاصّ ايمانى است .
الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا
يعنى كسانى از بندگانمان را وارث كتاب گردانيديم كه پذيرفتيم آنها خليفه و جانشين ما در اخذ بيعت از مردم باشند .
فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ
پس بعضى از مردم بر خود ستم كردند و در چراگاه حيوانيّت و درندگى و شيطنت خود ايستادند و از آن بيرون نشدند تا به انسانيّت وارد گردند .
وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ
و امّا بعضى از آنها مقتصد و معتدل