كه به احكام آن محكوم مىشود و گاهى با شأن نفس مطمئنّه ظاهر مىشود و به احكام آن محكوم مىگردد .
سوّمين مرتبه مرتبهى نفس مطمئنّه است كه در اين مرتبه ادراكات او علوم و ذوق و وجدان مىشود و خوف او در اين مرتبه از خدا و از خشم و فراق خداى تعالى است .
و اين خوف خشيت ناميده مىشود ، چه خشيت عبارت از حالتى است كه از امتزاج احساس قهر و لطف و خوف و محبّت حاصل مىشود و مادام كه انسان به اين مقام نرسيده است هيچ محبّتى نسبت به خدا پيدا نمىكند و در نتيجه خشيت نيز براى او حاصل نمىشود و خوف او خوف صرف است ، كه اگر خوفى هم وجود داشته باشد فقط ناشى از قهر خداست .
چهارمين مرتبه ، مرتبه قلب او است كه در اين مرتبه ادراكات او شهود و ذوق و وجدان مىشود و خوف او هيبت است ، كه مشاهدهكننده خدا را جز محيط خودش نمىبيند و شأن محاط جز هيبت و ترس از محيط نيست و پس از آن نوبت سطوت و سحق و محق مىرسد .
إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ
اين جمله تعليل خشيت و خوف علماست ، چه عزّت مستلزم خوف است كه آن يكى از دو جزء خشيت است و غفران مستلزم محبّت است كه جزء ديگر خشيت است .
از امام صادق عليه السّلام آمده است : مقصود از « العلماء » كسى است كه كردارش گفتارش را تصديق كند و كسى كه عملش گفتارش را