تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
ايّوب گفت : پروردگارا تو مىدانى كه هرگز نشده كه دو امر براى من پيش بيايد و هر دو طاعت تو باشد مگر آنكه من سخت‌ترين آن دو را عمل كردم آيا تو را حمد نكردم ؟ آيا تو را شكر ننمودم ؟ آيا تو را تسبيح نگفتم ؟ از ابر پاره با هزار زبان ندا آمد كه يا ايّوب چه كسى تو را چنين كرده كه عبادت خدا كنى در حالى كه مردم از آن غافلند ؟ و حمد و تسبيح و تكبير خدا گويى ، در حالى كه مردم از آن غافلند ؟ آيا منّت مىگذارى بر خدا بر چيزى كه خدا بايد بر تو منّت بگذارد ؟ امام صادق عليه السّلام فرمود : ايّوب مقدارى از خاك را گرفت و در دهانش گذاشت ، سپس از پروردگارش عذرخواهى كرد . . . . اين داستان بسيار حيرت‌انگيز است و مايه عبرت براى هر مطالعه كننده‌اى مىباشد . در تفسير آيه
هذا وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ
مرقوم فرموده‌اند لفظ « طاغين » به بنى اميّه و داستان آنها تفسير شده ، مكرّر گفته شده كه اصل در هر شر و صاحب شرّ دشمنان على عليه السّلام بنى اميّه و موافقين آنانست ، لذا صحيح است هرجا كه در قرآن شرّ و صاحب شرّ ذكر شده باشد به دشمنان على عليه السّلام تفسير شود . در تفسير
قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ
مىفرمايند آن توحيد يا ولايت و امامت امير المؤمنين كه من به آن خبر داده‌ام ، چنانچه در خبر ، تفسير ولايت على عليه السّلام شده است و نبأ خبر بزرگش است . چون ولايت خبرى است كه هيچ خبرى نيست مگر ( اينكه ) از آن حاصل شده باشد ، هيچ امر و نهى در رسالت ، نبوّت ، بشارت ، انذار ، وعده و وعيد نيست مگر به سبب ولايت و به خاطر ولايت .

سوره‌ى زمر

در تفسير اوّلين آيه اين سوره
تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ
مرقوم داشته‌اند : مقصود از كتاب قرآن يا رسالت يا نبوّت و احكام