يعنى شايسته است هر بينندهاى آن را ببيند ، چه اگر چشمش محجوب و پرده نداشته باشد بايد اين معنا را ببيند ، لذا سرزنش مىشود كه چرا نمىبيند .
أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ
چون فرستادن آب از آسمان توسّط اسباب طبيعى است كه بر چشمها و عقلها ظاهر است لفظ « اللّه » را با لفظ غيبت آورد ، گويا كه خداوند در اين هنگام از ديدگان غايب است .
و آنچه بر چشمها ظاهر است اسباب است ، بر خلاف اخراج ميوهها كه اسباب طبيعى در آن از چشمها مخفى است ، پس گويا كه نظركننده به آن واسطه قرار گرفتن اسباب را نمىبيند و در آنجا مسبّب را مىبيند و لذا از غيبت به تكلّم التفات كرد .
مُخْتَلِفاً أَلْوانُها وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ
لفظ « جدد » جمع « جدة » با ضمّه به معناى راه مثل جادّه است ، آن عطف بر محلّ دو معمول « إنّ » يا عطف بر جمله « أ لم تر » است ، كه آن به معناى اين است كه حتما مىبينى ؛ يا حال است و مقصود اين است كه فرستادن آب از آسمان و اخراج ميوههاى مختلف از يك آب و اختلاف جادهها و راههاى كوهها كه در سنگ بودن يكى هستند همه اينها دلالت بر قدرت و علم و اراده خداى تعالى مىكند .
بِيضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها
رنگهاى سفيد مختلف است به سبب تيره و كدر و شفّاف بودن و همچنين است رنگ سرخ با اختلاف رنگهاى آن .
وَ غَرابِيبُ سُودٌ
لفظ « غرابيب » جمع « غربيب » است تأكيد « اسود » است و حقّ اين بود كه بگويد « سود غرابيب » و ليكن جهت تأكيد و به