معاشرين و همنشينها و افكار خوب و بد و غير آنها .
نفوس جزيى علوى كه مانند نفوس جزيى بشرى است رويى به مادّيات دارد كه بدان سبب تحت تأثير مادّيات قرار مىگيرد و مستعدّ و آماده گرفتن فعليّتها از علويّات مىشود ، رويى به مجرّدات دارد كه بدان وسيله آنچه را كه استعدادهاى نفوس به آن مجرّدات نزديك باشند ، مىگيرد .
و هرگاه مادّهاى از مادّيات آماده و مستعدّ حصول صورت يا كيفيتى باشد صورت آن صورت يا كيفيّت از ناحيه مجرّدات بر آن نفوس جزيى علوى افاضه مىكند و لكن به جهت ضيق و تنگى آن جميع شروط و معدّات و موانع در آن ثبت نمىشوند .
پس آنگاه كه بعضى از نفوس بشرى مانند نفوس انبيا و اوصياى آنان در خواب يا بيدارى به آن نفوس جزيى متّصل گردد آنچه را كه از صورتها و كيفيّتها در آن ثبت شده مشاهده مىكند و وقوع حادثه را در آن مىبيند ، احيانا از آن حادثه خبر مىدهد ، سپس بعد از آن مىبيند كه آن حادثه واقع نشد و از آن نفوس محو گشت و ضدّ آن ثبت گشت ، در اين هنگام بر سبيل مشاكلت مىگويد : براى خدا بدا حاصل شد ، يا به طور حقيقت مىگويد براى خدا بدا حاصل شد ، چون آن مرتبه از نفوس علم و اراده خداست ، محو اراده اوّل و ثبت اراده دوّم جز بدا چيزى نيست ولى اين مطلب ناشى از جهل و عجز در فاعل نيست .
بلكه آن از كمدامنگى وجود قابل است و گاهى در آن نفوس صورت حادثه با جميع شرائط و معدّات و موانع ثبت مىشود ، ولى
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١٢٣