صدقهها ، نمازها ، شكرگزارى ، ناسپاسى و ساير حسنات و سيّئات « 1 » .
و همهى اين مطالب دلالت مىكند بر اينكه خداى تعالى گاهى فعلى را ظاهر مىسازد ، سپس آن را ترك مىكند و غير آن را ظاهر مىسازد ، مانند كسى كه از كار اوّلش پشيمان شده و چيزى غير آن را ظاهر مىسازد .
و بعضى از اخبار دلالت مىكند بر اينكه فعل خدا تابع فعل بندگان است و لذا فلاسفه همه اين مطالب را انكار كرده و آنچه را كه در آيات و اخبار وارد شده تأويل نمودهاند ، زيرا همه اين معانى دلالت بر ( نوعى ) عجز ( ناتوانى ) و نقص مىكند و بر كسى صدق مىكند كه عاقبت بعضى از كارهايش را نمىداند ، كه خداوند از اين معنا منزّه است .
پس مىگوييم : بيان اين مطلب الزام مىنمايد پيرامون در عوالم و حقيقت هر كدام بررسى لازم انجام و بيان گردد ، همچنين اين مطلب بيان شود كه همهى عوالم ، مراتب علم و اراده خداى تعالى است ، بعضى از عالمها از جهت ضيق و تنگىاش گنجايش ظهور جميع فعليّات آنچه كه در عالم بالاترست را ندارد و فعليّتهاى آنچه كه در عالم بالاترست در اين عالم جز به نحو تعاقب و پشت سر هم ظاهر نمىشود ، چنانچه عالم طبع نيز گنجايش ظهور همه صورتها در آن نيست مگر به نحو تعاقب و پشت سر هم .
پس بدان كه عوالم به وجهى سه و به وجهى شش و به وجهى هفت است .
هامش
( 1 ) تفسير جوامع الجامع : ص 387 . كافى : ج 2 ، ص 152 ، ح 17 . خصال : ص 32 ، ح 112 .