پس دستش به تخت رسيد و آن را در آن واحد آورد و اين است معناى قول خدا :
قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ
در مدّتى كوتاهتر از چشم به هم زدن ، نه آنچه گفتهاند و اين آيه را تفسير كردهاند .
فَلَمَّا رَآهُ
دستش را دراز كرد و تخت را آورد در مدّتى كمتر از چشم به هم زدن سليمان وقتى ديد تخت بلقيس پيش چشمش مستقرّ است .
مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قالَ
جهت اظهار نعمت خدا و اين كه منعم را در اين نعمت دادن مىبيند گفت :
هذا
اين آوردن تخت قبل از چشم بر هم زدن از طرف وزير من
مِنْ فَضْلِ رَبِّي
از فضل پروردگارست .
لِيَبْلُوَنِي أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ
تا مرا بيازمايد كه شكر نعمت مىكنم يا كفران آن ، شكرگزار مطلق نعمتها هستم يا نه ؟ !
وَ مَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ
هر كه سپاسگزار بود به خود سپاس نهاده ( چون حقيقت وجودش خداست ) و هر كس كفران نعمت كند پروردگار از او و از شكرش بىنيازست .
كَرِيمٌ
پروردگار من كريم است و هر كس كفران نعمت كند نعمتش را از او دريغ نمىدارد ، هر كس شكرگزار باشد فضل خويش را به او فزونى مىبخشد .
در وجه آوردن تخت بلقيس اختلاف شده ، بعضى گفتهاند : وصف آن تخت سليمان عليه السّلام را خوش آمد و خواست آن را ببيند و دوست داشت قبل از آن كه بلقيس اسلام بياورد مالك آن تخت گردد ، كه بعد از اسلام گرفتن مال