و سليمان عليه السّلام در آن مجلس از صبح تا نصف روز مىنشست .
وَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ
و من بر اين كار نيرومندم و هيچ يك از اجزاى آن تخت فوت نمىشود ، بلكه جميع اجزاى آن را يك جا مىآوردم بدون آن كه آن را جدا جدا سازم .
أَمِينٌ
و در هيچ يك از اجزاى آن تخت خيانت نمىكنم .
سليمان عليه السّلام گفت : من سريعتر از اين مىخواهم .
قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ
آن كه نزد او اندكى از علم قرآن بود ، يعنى بر علم قرآن تكوينى داشت كه تنزّل نموده و فرقان مىشود و به صورت كتابهاى آسمانى يا به صورت شرايع الهى در مىآيد .
مردى كه چنين گفت آصف بن برخيا وزير سليمان عليه السّلام و پسر خواهرش بود . بعضى گفتهاند : مردى بود به نام بلخيا ، برخى نام او را اسطوم دانسته و برخى او را خضر عليه السّلام مىدانند .
بعضى گفتهاند : كسى كه اندكى از علم كتاب دارد جبرئيل عليه السّلام است و بعضى گفتهاند : خود سليمان بوده است .
در بيان احاطهى وجودى بر ممكنات
أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ
آن كس گفت :
من آن را پيش از اين كه چشم به هم بزنى به نزدت مىآورم .
در ضمن سخنانى كه در گذشته و به خصوص در اوّل سورهى بنى اسرائيل گفتيم اين مطلب را متذكّر شديم كه انسان داراى دو جزء است جزء ملكى و جزء ملكوتى .
پس آنگاه كه جزء ملكى غالب شود چنانچه در بيشتر مردم چنين