معناى آيه اين است : ما به سبب قدرت خدا بر امثال اين نشانه قبل از اين نشانه يا قبل از بلقيس علم پيدا كردهايم يا قبل از آمدن بلقيس ، به تسليم و انقياد او علم پيدا كردهايم و براى همين جهت بود كه تخت او را آورديم .
وَ صَدَّها ما كانَتْ تَعْبُدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ
پس اين امر يعنى وجود يا تخت بلقيس كه آنجا حاضر بود بلقيس را از عبادت غير خدا بازداشت يا مانع شد از اين كه چيزى جز خدا مانند خورشيد معبود قرار گيرد ، يا جلوى ايمان بلقيس را به عبادت جز خدا ، يا به معبود قرار دادن چيزى جز خدا را گرفت .
إِنَّها كانَتْ مِنْ قَوْمٍ كافِرِينَ
در حالى كه پيش از آن از كافران بود ، اين جمله در موضع تعليل است و پس از آن آمده است كه سؤال و جواب از تخت تمام شده است .
قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ
لفظ
صَرْحٌ
به معناى جايى است كه بدون سقف و تكيهگاه باز و منبسط شده است ، بعضى گفتهاند : صرح قصرى از شيشه است و بعضى گفتهاند : هر بناى محكم از شيشه يا سنگ صرح است .
و برخى گفتهاند : چون بلقيس آمد سليمان به شياطين دستور داد بنايى از شيشه بسازند و زير آن آب به جريان انداخت و در آن ماهىها و قورباغهها و حيوانات دريايى جمع كرد ، سپس براى خود تختى گذاشت و روى آن نشست و آنگاه به بلقيس گفته شد : به قصر وارد شو .
فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً
وقتى بلقيس آن بنا و آب را ديد خيال كرد درياست ، بعضى گفتهاند : بلقيس وقتى آنجا را ديد