آمد و بلقيس نفهميد و مشغول نگاه كردن و جستجوى آفتاب بود كه هدهد نامه را به سوى او انداخت . « 1 » بلقيس نامه را خوانده و همهى اشراف ، بزرگان و افراد با نفوذ را جمع كرد كه در آن روز سيصد و دوازده نفر بودند .
قالَتْ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتابٌ كَرِيمٌ
گفت : اى جماعت به سوى من نامهى كريمى انداخته شده ، نامه را ( كريم ) خواند از جهت مهر سليمان عليه السّلام يا خوبى محتوا و مضمون نامه يا چون مصدر بهبسم اللّه بود ، يا ( از اينكه ) خيلى غريب در نظرش جلوه كرد چون درهاى قلعه بسته بود و هيچ كس را راه ورود و خروج نبود ، يا از جهت جلالت و بزرگى فرستندهى نامه .
إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَ أْتُونِي مُسْلِمِينَ
كه آن از سليمان عليه السّلام است كه با نام خداى بخشنده مهربان آغاز مىشود و مىگويد : بر من برترى مجوييد و از مسلمين گرديد .
البته مقصود از
مُسْلِمِينَ
اطاعات و انقياد و فرمانبردارى است ، يا مقصود همان اسلام است كه دين الهى است . « 2 »
قالَتْ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي أَمْرِي ما كُنْتُ قاطِعَةً أَمْراً حَتَّى تَشْهَدُونِ
اين سخن را بر اصحابش گفت چون آنان وزرا ، اصحاب شور و به منزلهى اعضاى دولتش بودند .
قالُوا نَحْنُ أُولُوا قُوَّةٍ
گفتند : ما نيرومنديم و از حيث نيروى
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ج 8 - 7 ص 219 .
( 2 ) . معناى دوّم ( يعنى دين اسلام ) هم در معناى اوّل يعنى اطاعت و انقياد و مستتر است لذا فصاحت سخن و ضرورت معناى ، اوّل را مىرساند پس مسلمين يعنى تسليمشوندگان . مترجمان