ضمير تشبيه شده باشد ، يا تشبيه به هاء وقف شده و وقف به منزلهى وصل گردد .
ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ
حال خودت را از آنان مخفى نما تا بتوانى گفتارشان را بشنوى .
فَانْظُرْ ما ذا يَرْجِعُونَ
پس ببين بعضى با بعضى ديگر چه حرفى مىزنند و چه مىگويند ؟
و بعضى گفتهاند : بناى دو كلمه بر تقديم و تأخير است و اصل جمله چنين است :
ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانْظُرْ ما ذا يَرْجِعُونَ
ببين چه مىگويند و سپس پشت به آنان كرده و به سوى ما باز گرد تا خبرشان را بدهى .
بعضى گفتهاند ، هدهد گفت : بلقيس در قلعهاى غير قابل نفوذ قرار دارد ، سليمان عليه السّلام گفت : نامهى مرا بر يقهى او بينداز ، پس هدهد آمد و نامه را بر دامن بلقيس انداخت بلقيس ترسيد و لشكريانش را جمع كرد « 1 » .
بعضى گفتهاند : وقتى هدهد آمد كه بلقيس به پشت خوابيده بود و نامه را به گلوى او انداخت .
و برخى گفتهاند : اطاق بلقيس روزنهاى رو به آفتاب داشت كه هرگاه آفتاب طلوع مىكرد از آنجا به داخل اطاق مىتابيد و آنگاه كه نظر بلقيس به آفتاب مىافتاد به آن سجده مىكرد ، پس هدهد بالاى آن روزنه آمد و آنجا را با بالهايش بست و آفتاب بالا
هامش
( 1 ) . تفسير القمّى ج 2 ص 127 .