سخنى در چيستى آسمانها و زمين
فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
بدان كه سماوات و آسمانها بر كرات علوى اطلاق مىشود كه محيط به زمين و با حركات ستارگانش مشهودست و نيز اطلاق مىشود بر خود ستارگان ، مجرّدات از مادّه ( از عالم مثال تا عالم مشيّت ) .
و زمين اطلاق مىشود بر زمين محسوس كه در حيّز مركز واقع شده است و همهى مادّيّات چه از بسايط و مواليد عليا باشد يا سفلى و نيز اطلاق مىشود بر مراتب موادّ از هيولاى نخستين تا بشريّت كه هفت مرتبه شمرده مىشود و از آن به زمينهاى هفتگانه نيز تعبير مىشود .
و نيز زمين اطلاق مىشود بر معنايى كه شامل مثاليّات عليا و سفلى و همهى استعدادهاى قريب و بعيد است كه براى موادّ وجود دارند .
مواليد در حقيقت وجودهاى ضعيفى براى مستعدّ له شمرده مىشوند كه در واقع حاكى از خود آنست كه پنهان و پوشيده شده است .
چون هنوز حدود وجودهاى قوى خويش و جميع فعليتها كه از علويّات و جهات فاعلى بر مادّيّات افاضه مىشود به ظهور و بروز نرسيدهاند ، جهتهاى قابلى به نحو اجمالى و بساطت در جهتهاى فاعلى موجود است و ليكن به نحو تفصيل و تميز و از حيث وجودات مخصوص در جهتهاى فاعلى مخفى است .