موسى از همان مار كوچك هم ترسيد « 1 »
وَلَّى مُدْبِراً
حال تأكيدكننده است عنى در حالى كه به او پشت كرده بود .
وَ لَمْ يُعَقِّبْ
موسى به عقب برنگشت ، يا به عقبش نگاه نكرد .
يا مُوسى
جواب سؤال مقدّر به تقدير قلنا است . يعنى گفتيم يا موسى
لا تَخَفْ إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ
نترس چون ترس جز از بقاى انانيّت نيست كه بر بنده باقى مىماند ، فرستادگان خدا آنگاه كه به مقام حضور برسند و نزد پروردگار باشند چيزى از انانيّت آنان باقى نمىماند ، در نتيجه چيزى كه بر آن بترسند در آنان نيست و همچنين چيزى از لوازم انانيّت از قبيل نسبت اموال ، افعال و صفات بر خودشان در آنان باقى نمىماند كه ترس از دست دادن آن را داشته باشند .
إِلَّا مَنْ ظَلَمَ
استثناى منقطع است ، يعنى لكن كسى كه ظلم نمايد .
ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ
و پس از بى آن را تبديل به خوبى كند ، بدين گونه كه ظلمش را جبران كند ، يا استغفار و توبه كند ديگر ترس ندارد البتّه در جايى كه جبران ظلم ميسّر نيست ، در اين صورت مىترسد .
فَإِنِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ
و لكن خداوند او را مىبخشد و به
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ج 8 - 7 ص 212