آن اين است كه حال تو چنين است كه توانستى نزد پروردگارت حضور پيدا كنى و از همهى شهود و مقامها برتر گردى .
زيرا موسى عليه السّلام شاهد بعضى از آيات و در عين حال در مشاهداتش مضطرب بود .
اين جمله نظير اين است : ( كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين ) من نبى بودم در حالى كه آدم بين آب و گل بود .
لِأَهْلِهِ إِنِّي آنَسْتُ ناراً سَآتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ آتِيكُمْ بِشِهابٍ قَبَسٍ
لفظ
بِشِهابٍ قَبَسٍ
به طريق توصيف و به طريق اضافه هر دو خوانده شده است .
و شهاب شعلهى آتش است ، اختلاف كلمات در حكايتهاى مكرّر يا براى اشارهى به اين است كه آن كلمات بر حسب معنا منقول هستند ، منقول بر حسب معنا با الفاظ مختل متراد يا متوافق در اداى مقصود استعمال مىشود ، يا براى اشارهى به اين است كه پرسش و پاسخها زياد بوده است و هر وقت حكايتى ذكر شود بعضى از آن ( پرسش و پاسخها ) ياد آورى مىشود .
لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ فَلَمَّا جاءَها نُودِيَ أَنْ بُورِكَ مَنْ فِي النَّارِ وَ مَنْ حَوْلَها وَ سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
چون فرمود :
مَنْ فِي النَّارِ
و
مَنْ حَوْلَها
اين توهّم پيش آمد كه خداى تعالى محاط است ، لذا خداوند فرمود منزّه است خداوند از اين كه محاط بوده باشد چه او پروردگار و پروردگار عالميان مورد احاطهى چيزى از آفريدههاى خويش نمىشود .
يا مُوسى إِنَّهُ أَنَا اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
كسى كه با تو