أُوْلئِكَ الَّذِينَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذابِ
در دنيا برى آنا عذاب بدى هست ، كه تحيّر و تردّد در كار خود عذابى است عاجل ، علاوه بر آن ، اينان هر صدايى را به زيان خويش مىشمارند و اطمينان بر امرى پيدا نمىكنند .
وَ هُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ
و در آخرت زيانكارترين هستند ، زيرا آنها كه اعتقاد به آخرت نداشته براى آن عملى انجام ندادهاند همهى عملها و كارهايشان در جهت خواستههاى فانى آنها مىباشد .
پس بضاعت و كالايى را كه خداوند آن را سرمايه و كالاى آخرت آنها قرار داده به باد فنا مىدهند ، در عوض عذاب آخرت را مىگيرند .
وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ
اين جمله عطف بر
إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ
است ، جامع بين معطوف و معطوف عليه اين است كه هر دو جواب سؤال مقدّر هستند ، گويى كه گفته است : حال غير مؤمن چگونه است ؟ و حال من چگونه است كه آخرت را با شهود مىبينم كه آن فوق ايمان به غيب و به آخرت است ؟
پس در جواب فرمود : حال ناباوران چنين است و حال تو اين است كه قرآن را فرا گرفتهاى ، كه مقصود مقام جامع بين وحدت و كثرت است .
مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ
و آن از نزد خداى حكيم در عمل ( در عمل و علم ) است همانطور كه قبلا نيز گفته شده ! كه حكمت عبارت از لطف در عمل و اتقان آن است ، به نحوى كه آن عمل داراى غايتهاى متعدّد متقن و مترتّب باشد ، لطف در علم اين