تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ
به زيد گفتى همسرت را نگهدار و از خدا بترس . با اينكه تو مىدانستى كه اختيار خدا و اختيار تو اين است كه زينب همسر تو گردد .
وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ
و مخفى مىكنى در نفس خويش آنچه را كه خداوند آن را آشكار مىكند . مقصود نكاح زينب براى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله است كه آن اختيار خدا و او است .
وَ تَخْشَى النَّاسَ
و از مردم و ملامتشان مىترسى و از آن مىترسى كه بگويند رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آرزوى زن ديگران را مىكند .
وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ
و خداوند سزاوارترست از اينكه از او بترسى اگر اين مطلب چيزى باشد كه شايسته ترس باشد . از امام سجّاد عليه السّلام روايت شده : آنچه را كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در نفسش مخفى كرده بود اين بود كه خداوند او را آگاه كرده بود كه زينب از همسران او خواهد شد و زيد او را طلاق خواهد داد ، وقتى زيد آمد و به او گفت : من مىخواهم زينب را طلاق دهم ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به او فرمود : همسرت را نگهدار ، پس خداى تعالى به رسولش مىفرمايد : چرا گفتى همسرت را نگهدار ؟ ! من تو را آگاه كرده بودم كه زينب از همسران تو خواهد شد « 1 » .
فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً
وقتى زيد احتياجش را از زينب برآورده ساخت و او را طلاق داد و عدّه‌اش تمام شد .
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ج 7 - 8 ص 360 .