تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
وَ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيراً
و خداوند همه‌ى كارهاى شما را مىديد از قبيل حفر خندق ، خروج از مدينه ، ترساندن بعضى بعض ديگر را و قصد فرار بعضى و اين گفته بعضى : ( إنّ بيوتنا عورة و ماهى بعورة ) و لفظ
بِما تَعْمَلُونَ
( لما يعملون ) خوانده شده ، يعنى كارى كه قريش انجام مىدهند و مىخواهند به شما حمله كنند .
إِذْ جاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ
از بالاى شهر آمدند و آن جانب مشرق و شمال مدينه بوده است .
وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ
و از جانب مغرب و جنوب ، چون بنى غطفان از بالاى شهر آمدند و قريش از پايين .
وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ
و از شدّت ترس و هراس حاصل از كثرت دشمنان ، چشمان حيران شد .
وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ
و جان به گلو رسيده بود . كنايه از اضطراب قلوب ، زيرا كه هنگام غلبه ترس و وحشت دلها مضطرب مىشود و از پايين به بالا حركت مىكند و اگر بخواهند در اضطراب دلها مبالغه كنند مىگويند : قلب از پايين‌ترين جايش حركت كرد و به گلو رسيد .
وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا
و بسا گمانهاى واهى به خدا نسبت داديد يا مقصود گمانهاى متعدّد و مختلف است . و لفظ الظّنونا در وصل يا در وصل و وقف با حذف الف خوانده شده است . منظور از گمانها ، گمان بر دروغ گفتن محمّد صلى اللّه عليه و آله ، گمان تكذيب محمّد صلى اللّه عليه و آله از سوى خدا ، گمان درماندگى و نابودى و گمان حمله بر مدينه و گمان صدق محمّد صلى اللّه عليه و آله و اطمينان به خدا و نصرت و يارى از