تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
مستأنف است ، بنا بر آنكه ( واو ) براى استيناف باشد .
مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً
ضمير منهم به نبيّين يا به انبيا مخصوص كه بعد از نبيّين ذكر شده است بر مىگردد .
لِيَسْئَلَ
تا خداوند يا هر پرسنده‌اى .
الصَّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِمْ
از كيفيّت و مقدار صدق آن پيامبران سؤال كند تا بر حسب آن دو ( پيمان و صدق ) به آنها پاداش داده شود .
وَ أَعَدَّ لِلْكافِرِينَ عَذاباً أَلِيماً
اين جمله عطف يا حال است ، نفرمود : و يسأل الكافرين يا يعذّب الكافرين تا اشعار به اين باشد كه سؤال از كافران و عذاب آنها از غايات ذاتى نيست .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
مؤمنين را ابتدا مورد ندا قرار داد تا به آنها نشاط ببخشد تا هشيار و بيدار باشند و آماده‌ى شنيدن مطلب بعدى باشند .
اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جاءَتْكُمْ جُنُودٌ
منظور از جنود ، احزاب است ، چون ابو سفيان گروههايى ( احزاب ) را از عربها مانند قريش و قبيله‌هايى كه اطراف مكّه بودند و بنى غطفان از طايفه نجد ، بنى قريظه و بنى النّظير از اطراف مدينه ، جمع كرد تا عليه مؤمنين به نبرد بپردازند .
فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً
جهت يارى شما تند بادى بر آنها فرستاديم به نحوى كه نه خيمه‌اى براى آنها باقى ماند ، نه آتشى ، سرماى شديدى فرستاديم كه نتوانستند تعادل خود را نگهدارند .
وَ جُنُوداً
و سربازانى از ملايكه فرستاديم كه ،
لَمْ تَرَوْها
شما آنها را نمىديديد ، چون ديدن ملايكه براى بيننده‌ى بشرى ممكن نيست .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 432 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى