الْكِتابِ مِنْ صَياصِيهِمْ وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً ( 26 )
وَ أَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَ دِيارَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ وَ أَرْضاً لَمْ تَطَؤُها وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً ( 27 )
ترجمه
و چنين بود كه از پيامبران پيمانشان را گرفتيم و نيز از تو و از نوح و از ابراهيم و موسى و عيسى بن مريم ، از ايشان پيمانى استوار گرفتيم .
تا سر انجام درستكاران را از درستكاريشان بپرسند و براى كافران عذابى دردناك آماده ساخته است .
اى مؤمنان نعمت الهى را بر خود ياد كنيد آنگاه كه سپاهيانى بر شما تاختند ، سپس ، بر آنان تند بادى فرستاديم و سپاهيانى كه آنها را نمىديديد و خداوند به آنچه مىكنيد بينا است .
آنگاه از فراز و فرودتان به سراغ شما به هجوم آمدند ، آنگاه كه چشمها برگشت و جانها به گلوگاهها رسيد ، در حقّ خداوند گمانهايى ناروا برديد .
آنجا بود كه مؤمنان به مهنت آزموده شدند ، تكانى سخت خوردند .
آنگاه كه منافقان و بيمار دلان گفتند كه خداوند و پيامبر او جز از روى فريب به ما وعده ندادهاند .
و آنگاه كه گروهى از آنان گفتند اى اهل مدينه شما را جاى ماندن نيست باز گرديد ، و گروهى از ايشان از پيامبر اجازه قعود خواستند و به بهانه مىگفتند خانههاى ما بىحفاظ است ، آن بىحفاظ نبود ، هيچ قصدى جز فرار نداشتند .
و چون از حوالى آن شهر برايشان وارد شوند ، سپس از ايشان اقرار به شرك طلب كنند ، آن را انجام دهند و سپس در آنجا جز اندكى درنگ نمىكردند .
و هم اينان بودند كه پيشترها با خداوند پيمان بسته بودند كه پايدارى ورزند و پشت نكنند ، پيمان الهى بازخواست دارد .
بگو فرار از مرگ يا كشته شدن ، اگر