و به ما رسيده است كه انبيا و اوصياى آنان و بعضى از پيروانشان از بعضى از اين پنج چيز خبر مىدادند .
و ظاهر اين آيه دلالت بر ثبوت علم براى خداى تعالى در مرگ نفسها و محلّ مرگ آنها نمىكند تا چه برسد به دلالت بر انحصار علم در خداى تعالى .
پس مىگوييم : ساعت به ساعت مرگ و احتضار تفسير شده كه آن قيامت صغرى است ، تفسير به ساعت ظهور قائم عليه السّلام و به قيامت كبرى نيز شده است و ساعت [ سوع ] به معناى از بين رفتن و هلاك است و در همه اين معانى ضياع و از بين رفتن است ، چون تعيّنات هنگام مرگ و هنگام قيامت كبرى از بين مىرود .
امّا ساعت مرگ كه از آن خبر مىدادند بلكه اطبّا حاذق نيز از آن خبر مىدادهاند .
و امّا ظهور قائم عليه السّلام كه آن ملازم مرگ اختيارى يا اضطرارى است ، چه هر كس بميرد او را مىبيند و قائم عليه السّلام در قيامت كبرى نيز ظاهر مىشود .
و قيامت كبرى را نبىّ و وصىّ و مؤمن از حيث نبوّت ، وصايت و ايمانش نمىداند و ليكن چون الوهيّت درجاتى دارد ، اشخاص كامل بعد از خروج از جهت مخلوق بودنشان در جهت حقّ بودن و درجات الوهيّت حركت مىكنند تا بعد از كمال در مقام اعراف مىايستند كه اعراف مقام قيامت كبرى است استبعادى ندارد كه آنها به ساعت قيامت كبرى براى بندگان از جهت الوهيّت علم داشته باشند ، نه از جهت مخلوق بودن .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 393
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٣٩٣