رسيده است يا از على عليه السّلام جدا شدهاند .
در آخر سوره انعام بيان كاملى از اين آيه گذشت .
وَ كانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ
جمله حاليّه ، يا صفت [ شيعا ] يا مستأنفه است جهت بيان حال آنها ، يا تعليل تفرّق و پراكندگى آنانست .
بدان كه انسان چون از ناحيه فطرت وابسته است و تعلّق دارد اگر بيدار و متنبّه شود و بداند كه كمالات انسانىاش براى او حاصل نمىشود و آنچه كه براى او حاصل شده است كمال كامل نيست ، بلكه براى انسان كمالات مفقود نامتناهى وجود دارد .
پس اگر گمشدهاش را پيدا نكرد و گمكنندهاى جز سالك الى اللّه با قدم صدق كسى نبود به آنچه كه نزد او است خوشحال نخواهد شد ، بلكه از آنچه كه دارد منزجر است و پشت به آن مىكند .
ولى اگر انسان گمشدهاى نداشته باشد و خيال كند كه كمالات همان مقدار است كه او دارد ، او وابستگى و تعلّق پيدا نمىكند جز به همان كمالاتى كه نزد او است و براى او حاصل شده است ، مانند كمالات صورى از قبيل علوم و عقائد و صفات و اخلاق و مكاشفات و اموال و اولاد .
پس هر حزب و گروهى به آنچه كه نزد او است خوشحال است ، حتّى رفتگر خوشحال به كمالى است كه در جارو كردن دارد ، ساحر و جادوگر خوشحال به سحرش ، تاجر به تجارتش و عالم به علمش و عابد به عبادتش و زاهد به زهدش و عارف به عرفانش و خلاصه هر كس به كار خودش خوشحال است .