تفسير
فَأَقِمْ
اگر تو نمىتوانى كسى را كه خدا گمراهش كرده هدايت كنى و نمىتوانى به او يارى برسانى پس اندوهناك بر آن مباش و از اهتمام به آنها منصرف و از ميل به آنها روى گردان و رويت را فقط به سوى خدا كن .
وَجْهَكَ لِلدِّينِ
راه به سوى خدا .
حَنِيفاً
ظاهر و روش ، يا خالص ، آن حال از [ وجه ] يا از مضاف اليه [ وجه ] يا از [ الدّين ] است .
مقصود از دين راه تكوينى به سوى خداست كه آن ولايت تكليفى است و اقامه وجه براى دين يعنى بر پا داشتن صورت به سوى دين و آن به روى كردن در نماز به سوى قبله تفسير شده است بدون توجه و التفات به راست و چپ و تفسير به ولايت نيز شده است .
فِطْرَتَ اللَّهِ
منسوب به اغراء « 1 » يا مدح يا به تقدير [ خذ ] است ، يا مصدر فعل محذوف است كه فعل مذكور بعد از آن دلالت بر آن مىكند .
و فطرت عبارت از خلقتى است كه مردم بلكه جميع موجودات بر آن خلقت آفريده شدهاند و آن ولايت تكوينى است كه در همه موجودات سريان دارد و ولايت تكليفى كه همه مردم به آن مكلّف شدهاند مطابق ولايت تكوينى است .
هامش
( 1 ) . اغراء : برانگيختن ، أداء كردن ، آزمند گردانيدن . ( فرهنگ عميد )