بدين ترتيب همه به اين تلبيه راضى شدند و اين تلبيه را فقط قريش مىگفتند ، وقتى خداوند رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را فرستاد ، اين تلبيه را انكار كرد و گفت اين شرك است ، پس خداى تعالى اين آيه را نازل فرمود :
ضَرَبَ لَكُمْ مَثَلًا مِنْ أَنْفُسِكُمْ هَلْ لَكُمْ مِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ شُرَكاءَ فِي ما رَزَقْناكُمْ فَأَنْتُمْ فِيهِ سَواءٌ
يعنى شما راضى مىشويد در مملوك خودتان شريك داشته باشيد .
و اگر شما راضى نمىشويد در آنچه كه مالك آن هستيد شريك داشته باشيد پس چگونه راضى مىشويد براى من در مملوك خودم شريك قرار دهيد ؟
بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا
اين جمله اضراب و استدراك از مقدّر است ، گويا كه گفته شده : آيا آنها با وضوح بطلان شرك آوردن براى آن برهانى هم دارند ؟ پس فرمود : آنان برهانى بر ادّعايشان ندارند ، بلكه پيرو كسانى شدند كه با شرك آوردن به خدا بدون اذن خدا به خودشان ظلم كردند و اسم ظاهر به جاى ضمير آوردن براى آن است كه بدينوسيله آنها را ذمّ نمايد .
أَهْواءَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَمَنْ يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ
چه كسى هدايت مىكند آن را كه خدا گمراه كرده است .
يعنى خداوند آنان را خوارى گمراه كرد و كسى را كه خدا گمراه كرده است هيچ كس نمىتواند به راه راست آورد .
وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ
و آنان كسى را ندارند كه در مقابل عذاب خدا آنها را يارى كند .