به گمان شما خداوند شريك دارد .
مِنْ أَنْفُسِكُمْ هَلْ لَكُمْ مِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ شُرَكاءَ
بيان مثل است ، گويا كه گفته است : مثل اين است كه مملوكهاى شما با اينكه در حقيقت مملوك شما نيستند آيا در روزى كه ما به شما داديم شركاء شما هستند ؟
فِي ما رَزَقْناكُمْ
در آنچه كه ما به شما روزى كرديم ، با اينكه روزى از جانب ما است و نسبت آن به شما محض اعتبار است ، در عين حال شما راضى نمىشويد مملوكها را در روزى با خودتان شريك سازيد .
پس چگونه راضى مىشويد ، يا خداوند چگونه راضى شود كه مملوكهاى حقيقى او كه وجودى از خودشان ندارند شريكان او قرار گيرند ، مملوكهايى كه اصلا وجودشان از خودشان نيست تا چه برسد به ساير صفات .
خداى تعالى از اين عبارت عدول نمود و مملوكهاى انسانها را ذكر كرد تا راضى نشدن آنها به شريك را تأييد كند ، چون وقتى آنها راضى به شراكت مملوكهاى خودشان نيستند و اين عدم رضايت مورد تأكيد قرار مىگيرد طبيعتا نفى شريك براى خدا نيز مؤكّد مىشود .
فَأَنْتُمْ فِيهِ سَواءٌ
عطف بر مدخول استفهام است ، يعنى شما راضى نيستيد حتى مملوكهاى شما با شما مساوى باشند پس چگونه راضى مىشويد يا خداوند راضى مىشود مملوكهاى او با او مساوى باشند .