كه نمونهى خدا و اسم خداى تعالى است از تاريكى پاك و منزّه سازد بر خلاف اوقات روز ، كه اوقات استوا و برابر بودن روز و روشنايى است بدون اينكه تاريكى به آن مخلوط شده باشد .
و در آن هنگام انسان احتياجى به تنزيه لطيفه ندارد و آسمانها را ذكر نكرد ، چون آسمانها مقام تنزّه خدا است ، آنچه كه در آن مقام واقع شود احتياج به تنزيه ندارد و چون آسمانها را ذكر نكرد به پيروى از آن زمين را نيز ذكر ننمود و گرنه آنچه كه در زمين واقع شود محتاج به تنزيه لطيفهى انسانى است .
و ممكن است قول خدا :
عَشِيًّا
و حين
تُظْهِرُونَ
عطف بر
حِينَ تُمْسُونَ
باشد و اشاره به استغراق تسبيح به جميع اوقات و استغراق حمد نسبت به جميع مكانها و مقامها باشد .
بنا بر همين معناست كه گفته شده : ذكر اوقات اشاره به نمازهاى پنجگانه است .
يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ
جملهى مستأنفه ، جواب سؤال مقدّر است كه از ما قبلش ناشى شده است .
وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ
اين آيه با تفسيرش در سورهى يونس گذشت .
وَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها
زمين طبع را در عالم كبير با رويانيدن گياه آن زنده مىكند بدين گونه كه ريشههاى پنهان شده و دانههاى پوشيده شده را تحريك مىكند ، آنها را هنگام بهار با انواع گياهان و درختان مىروياند ، زمين عالم صغير را زنده مىگرداند بدين گونه كه قواى زمينى آن عالم را كه با حيات انسانى از بين