مسلمين ناراحت شدند ، چون پادشاه روم را دوست مىداشتند و از پادشاه فارس بغض و كينه بدل داشتند ، پس آيه نازل شد كه روم مغلوب شد ، يعنى فارس بر روم در نزديكترين زمين غلبه كرده و آن سرزمين شامات و حومه آن بود ، ولى فارس بعد از غلبهشان بر روم مغلوب واقع مىشوند ، يعنى مسلمانان بر آنان غلبه خواهند كرد « 1 » .
فِي بِضْعِ سِنِينَ
در چند سال آينده و آن ما بين سه تا ده سال است ، از نزول آيه چند سالى گذشت تا مسلمين در زمان خلافت عمر فارس را فتح كردند ، امام فرمود : آيا من به تو نگفتم كه اين آيه داراى تأويل و تفسير است ، قرآن ناسخ و منسوخ است ، آيا نمىشنوى قول خداى تعالى را ؟ كه مىفرمايد :
لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ
خواست ، خواست خدا است در گفتار كه آنچه را كه مقدّم انداخته به تأخير اندازد و آنچه را كه در گفتار به تأخير انداخته مقدّم بدارد تا روزى كه قضاء حتمى شود و در آن روز يارى بر مسلمين نازل گردد . . و آنچه كه ذكر شد مبنى بر اين است كه هر دو فعل به صورت مجهول خوانده شود .
و از اهل بيت عليهم السّلام روايت شده كه گروهى به قريش نسبت داده مىشوند درحالىكه در نسبت حقيقى از قريش نيستند و اين مطلب را جز معدن نبوّت و ورثهى علم رسالت كسى نمىداند و اينان مانند بنى اميّه كه از قريش نيستند و اصل آنان از روم است و
هامش
( 1 ) . صافى : ج 4 ، ص 125 .