كه اصل همهى نعمتها است ، كفران مىورزند ؟ !
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً
لفظ [ كذبا ] مفعول به براى [ افترى ] است اگر بنا بر تجريد باشد ، يا مفعول مطلق است بدون آن كه از لفظش فعلى مشتقّ باشد و اين عبارت در ظالمتر بودن مفترى استعمال مىشود اگر چه مفهوم لغوى آن اعمّ است .
و افترا بر خدا اعمّ از آن است كه چيزى را كه اذن داده نشده براى او شريك قرار دهند ، يا فتوا داده شود ، يا بين مردم قضاوت نمايد ، يا براى مردم امامت كند ، يا رياست مردم را بر عهده بگيرد بدون اذن و اجازه از جانب خدا و جانشينان او .
زيرا اجازه از جانب خدا يا جانشينانش وجود مجاز را مانند مايهى پنير قرار مىدهد كه به هر شيرى كه برسد در آن كيفيّتى ايجاد مىكند كه با آن كيفيّت شير بسته مىشود و پنير درست مىشود ، بدون اجازه ملاقات عالم اثر نمىبخشد .
و همچنين قول او و بيعت با او مفيد واقع نمىشود ، بلكه بدون اجازه ضرر عالم بر عقلهاى ضعيف از ضرر لشكر يزيد [ لعنة اللّه ] بر اصحاب امام حسين عليه السّلام بيشتر است ، چون ملاقات عالم در اين هنگام و بيعت با او در اغلب اوقات استعداد ملاقاتكننده را هدايت كردهاند ، يا در تعظيم ما يا در توسّل به ما به وسيلهى توسّل به خلفاى ما . از همين جا دانسته مىشود حال كسى كه مىگويد : من احتياج به اجازه ندارم ، بلكه مردم به اجازهاى من احتياج دارند .
أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِّ
مقصود از حقّ امر ثابت يا ولايت است كه در حقيقت حقّ همان است و حقّ بودن ساير اشيا جز با