لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
اگر مىدانستند از اهتمام به امر حيات دنيا خوددارى مىكردند و اهتمام به امر زندگانى اخروى مىدادند .
و ممكن است لفظ [ لو ] براى تمنّى باشد ، فرق بين لهو و لعب گذشت ، گفتيم كه لهو آن است كه داراى غايتى نباشد ، نه غايت عقلانى و نه غايت خيالى ، لعب آن است كه غايت عقلانى نداشته باشد ولى غايت خيالى داشته باشد ، اگر چه لهو نيز از نوعى غايت پنهانى خالى نيست .
فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ
عطف به اعتبار معناست ، گويا كه گفته است : آنگاه كه در خشكى بودند مطمئن و آرام بودند و از خدا و آخرت غافل بودند و اهتمام به امر حيات دنيا مىدادند ولى آنگاه كه بر كشتى سوار شوند بر حيات دنيا مىترسند .
دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
آن وقت خدا را فرا مىخوانند البتّه مقصود از [ دين ] راه به سوى خداست ، نه ملّت يا اسلام ، يا ايمان ، چون آيه عامّ است و شامل همهى صاحبان ملّتهاى الهى و غير آنهاست .
فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ
وقتى خداوند آنان را نجات داد به خدا يا به آخرت يا به دين شرك مىآورند ، يا مشرك مىشوند .
لِيَكْفُرُوا
تا كفران پيشه كنند اين جمله از قبيل
فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً
غايت شرك آوردن آنان كفران نعمت بود .
بِما آتَيْناهُمْ
كفران نعمتى را كردند كه ما به آنان دادهايم ، يعنى نعمت نجات دادن يا مطلق نعمتها .