واقع شدهاند .
بدان كه نفس انسانى به علّت مقتضيّات حيوانىاش نمونهى جهنّم ، شعلهها و انواع عذاب آن است ، پس اگر انسان كه در مقام نفس واقع شده و در حالت غيب از خدا و آخرت است از ولايت منقطع و وجهى ولوى از او پوشيده شده باشد در جهنّم واقع مىشود ، در آن نگه داشته مىشود در حالى كه به واسطهى آن احاطه شده است ، و اگر منقطع از ولايت نبوده باشد در اثر ايمان بر آن جهنّم بر او سرد و سلامت مىگردد به طورى كه هيچ چيزى از دردها و ناملايماتش را حس نمىكند و از شايبههاى غريب پاك مىگردد .
و نمونهى جهنّم بودن انسان و اين كه واجب است انسان بر جهنّم و از جهنّم عبور كند يكى از وجوه آيه :
إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها
مىباشد كه گويند آن پلى است كه بر متن جهنّم كشيده شده است و در سورهى توبه بيان اجمالى احاطه جهنّم به كافرين در نظير اين آيه گذشت .
يَوْمَ يَغْشاهُمُ الْعَذابُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ
اين جمله مفعول براى
بِالْكافِرِينَ
يا طرف براى
لَمُحِيطَةٌ
است ، يا ظرف فعل محذوف است كه ( اذكر ) يا ( ذكرهم ) باشد .
يعنى يادشان آور روزى را كه عذاب از بالا و پايين پايشان ( از فراز و فرودشان ) ايشان را فرا گيرد .
وَ يَقُولُ
لفظ
يَقُولُ
به صورت غيبت و تكلّم خوانده شده است .
ذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
در آن حال مىگويد : حاصل عمل كرد خويش را بچشيد .