آموخت و به فرزندش و يوشع عليه السّلام نيز مقدارى آموخت ، پس قارون آن دو را فريب داد و هر چه كه موسى عليه السّلام به آن دو ياد داده بود از آنان آموخت .
أَ وَ لَمْ يَعْلَمْ
كنايه از امّت و خوشگذرانى آنان و اعتمادشان بر حيات دنيا و متاع آن است ، يعنى آيا قارون نمىداند كه حيات و وجودش در اختيار او نيست تا چه رسد به اعراض دنيوى كه هيچ نسبتى بين او و آنان نيست ؟ ! مگر محض اعتبار كه عرف يا شرع آن را اعتبار مىكنند .
أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَكْثَرُ جَمْعاً
آيا نمىداند كه خداوند قبل از او كسانى را هلاك كرده است كه داراى قوّت و قدرت بيشترى بوده و بيشتر از او مال و اولاد و قوا و خدم و حشم جمع مىكردهاند .
وَ لا يُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ
و لكن مجرمين از گناهانشان يعنى وقتى خداوند بخواهد بندهاى به سبب سوء استحقاقش گناه بكند او را كور مىكند و زشتى گناه و سوء عاقبتش را نمىبيند ، پس او را در گناه واقع مىسازد ، پس از سبب گناهش سؤال نمىشود .
زيرا خداوند گناه را به علت سوء استحقاق خود او واقع ساخته است و اين سوء استعداد را خود شخص نمىداند .
يا معناى آيه اين است كه از گناهان مجرمين سؤال نمىشود تا از گناهان عذر آورند و مانند خداى تعالى :
فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ
يا معناى آيه اين است كه مجرمين