گذشته نسبت به گناهان حاضرين مورد سؤال قرار نمىگيرند ، چنانچه بعضى گفتهاند .
چون اعراض دنيوى براى صاحبان نفوس و هواهاى نفوس موجب استكبار و خودپسندى و تحقير بندگان است لذا قارون كه مبتلا به هواهاى نفس بود خودپسند شد و بر ديگران تكبّر ورزيد .
فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ
بعضى گفتهاند : سوار بر استرى دو رنگ و تيزرو شده بود كه بر آن گيسوان بود و زينى از طلا داشت و با قارون چهار هزار نفر بر همين منوال و بر همين شكل بودند .
قالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ
آنان كه حيات دنيا را مىخواستند گفتند : اى كاش به ما هم مثل قارون داده مىشد ، چنانچه اين درخواست عادت اهل دنيا در هر زمان است .
إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ
مىگفتند : قارون داراى حظّ بزرگى است ، چون آنچه كه قارون داشت در نظر آنان از بزرگترين نعمتها بود ، چه غفلت داشتند از اين كه اين نعمتها زوال و عقاب به دنبال دارد و موجب محروم شدن از چيزى است كه خداوند براى بندگانش در آخرت مهيّا كرده است .
وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ
و آنان كه علم به دنيا و اعراض و آفات آن و علم به آخرت و عقاب و ثواب و درجات آن داده شده گفتند :
وَيْلَكُمْ ثَوابُ اللَّهِ
واى بر شما ثواب خدا در دنيا به اين است كه با مناجات كردن با خدا لذّت حاصل شود ، از