يَخْلُقُ
است ، كه
ما
نافيه يا موصوله است .
سُبْحانَ اللَّهِ
اين جمله انشاى تسبيح يا اخبار از تنزيه است ، يا كلمهى تعجّب و شگفتى است و به هر تقدير مقصود اين كه خداى تعالى در مظهرش كه على عليه السّلام باشد منزّه است .
وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ
و بالاتر و والاتر است از آنچه كه در ولايت و خلافت على عليه السّلام شرك مىآورند .
و لفظ
ما
در
عَمَّا يُشْرِكُونَ
مصدريّه يا موصوله است و در اخبار اشارههايى به اين كنايه و تأويل هست و هر كس طالب اطّلاع بيشتر باشد به كتابهاى مفصّل از كتب تفاسير و اخلاق مراجعه كند .
وَ رَبُّكَ
و پروردگارت ، نه غير او .
يَعْلَمُ ما تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَ ما
يُعْلِنُونَ
آنچه در سينهها پنهان مىدارند و آنچه آشكار مىكنند ، مىداند .
در گذشته اين مطلب تكرار شد كه مكنونات و چيزهاى نهايى سينهها بر ارادهها ، عزمها ، خيالها و خطورات قلبى صدق مىكند ، ليكن مكنونات حقيقى قوايى هستند كه در نفوس پنهان شده و صاحبانش بر آنها اطّلاع ندارند ، جز خدا كسى آن را نمىداند مگر كسى كه از جانب خدا علم داشته باشد و امّا آنچه كه از قبيل خطورات و خيالات باشد صاحبش و براى ملايكهى موكّل آن آشكار است .
اين جمله عطف در معناى تعليل است ، چه اختيار خير ممكن نيست مگر از كسى كه قواى نهايى را بداند ، قوايى كه نه براى صاحبش ظهور دارد و نه براى ديگرى .