قريههاى بزرگ نيز به آن روستا مىشد .
يا بنا بر اشاره به تأويل است ، چون رسولان الهى هرجا باشند و هرجا مبعوث شوند اصل قريههاى انسانيّت و مرجع و معظم آن مىباشند و رسول كه عبارت از لطيفهى انسانيّت است متّصف به صفات روحانيّين شده است اوّلا در همان قريهى عظيم كه مملكت وجود رسول است مبعوث مىشود ، سپس از آنجا به ساير قريههاى انسانيّت مبعوث مىگردد .
يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا
و آيات تدوينى و آفاقى و احكام ما را كه عبارت از لوازم رسالت است براى آنان مىخواند .
وَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى إِلَّا وَ أَهْلُها ظالِمُونَ
ما قريهها را نابود و هلاك نمىسازيم مگر آن كه اهل آن قريهها ستمگر باشند بدين گونه كه رسولان عليهم السّلام را تكذيب نموده و ساير انواع ظلم و كفر را مرتكب شوند كه اصل همهى ظلمها انكار رسولان عليهم السّلام است .
وَ ما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ زِينَتُها
و آنچه به شما داده شود بهرهى زندگانى و زينت آن است .
اين آيه جمع بين زهد و روى گردانيدن از دنيا و تشويق به آن است ، چنانچه آيهى اول جمع بين انذار و تبشير است .
وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ
آنچه كه نزد خداست بهتر از چيزى است كه به شما داده شده است .
يعنى اگر آنچه كه بشما داده شده بنا به اعتقاد شما خير است پس آن چه كه نزد خداست از آن بهتر است ، ممكن است لفظ
خَيْرٌ
از معناى تفضيل و برترى خالى باشد ، گرنه هيچ نسبت و مناسبتى بين