مسكون نبوده است ، ما خود وارثانيم .
و پروردگار تو نابودگر شهرها نيست مگر آن كه در مركز آن پيامبرى برانگيزد كه بر آنان آيات ما را بخواند ؛ و ما نابودكنندگان شهرها نيستيم مگر آن كه اهالى آنان ستمگر [ و مشرك ] باشند .
و آنچه به شما داده شود بهرهى [ گذارى ] زندگانى دنيا و پيرايهى آن است ، آن كه نزد خداوند است بهتر و پايدارتر است ، آيا تعقّل نمىكنيد ؟
آيا كسى كه به او وعدهاى نيكو دادهايم و او دريابندهى آن است ، مانند كسى است كه به بهرهى زندگانى دنيا بهرهمندش ساختهايم ؟ سپس در روز قيامت از حاضرشدگان [ در صحنهى عذاب ] است ؟
و روزى كه به ايشان ندا در دهد و فرمايد پس همتايان من كه شما گمان مىبرديد ، كجا هستند ؟
كسانى كه حكم [ عذاب ] بر آنان تعلّق گرفته گويند : پروردگارا اينان كسانى هستند كه ما گمراهشان كرديم ، ما از آنجا كه خود گمراه بوديم آنان را گمراه كرديم ؛ [ اينك ] در نزد تو تبرّى مىجوييم ؛ ايشان [ در واقع ] ما را نمىپرستيدند .
گفته شود : همتايانى را كه قايل بوديد بخوانيد . آنگاه آنان را بخوانند ، ولى آنان به ايشان پاسخ ندهند و عذاب را بنگرند ؛ و تمنا كنند كه كاش ايشان رهيافته بودند .
و روزى كه ايشان را ندا در دهد و فرمايد به فرستادگان چه پاسخى دادهايد ؟ .
آنگاه در آن روز همهى اخبار و احوال بر آنان مشتبه شود ، ايشان همپرسى نكنند .
و امّا كسى كه توبه كند و ايمان آورد و كارى شايسته در پيش گيرد ، چه بسا از رستگاران باشد .
و پروردگارت آنچه بخواهد مىآفريند و برمىگزيند ؛ اختيارى براى آنان نيست ؛ خداوند منزّه است از شريكى كه مىآورند و فراتر است .
و پروردگارت آنچه دلهايشان پنهان مىدارد و آنچه آشكار مىدارند مىداند .
و او خداوند است كه خدايى جز او نيست ، سپاس او را در آغاز و انجام ، حكم او راست و به سوى او بازگردانده مىشويد .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١٩٢