پيامبر باشد يا امر تورات و الواح آن را در طور به او داديم ، يا امر نور ولايت را به او داديم در وقتى كه كوه زير و رو و متلاشى شد و موسى عليه السّلام بىهوش گشت و قوم او هفتاد نفر به هلاكت رسيدند ، كه همهى اينها از اخبار غيبى است كه جز از طريق وحى يا اخبار كسى كه شاهد قضايا بوده علم به آنها پيدا نمىشود .
وَ ما كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ
و تو شاهد قضايا نبودى كه با دين و مشاهده به آنها علم داشته باشى .
وَ لكِنَّا أَنْشَأْنا
و لكن ما آن را به تو وحى كرديم تا همانطور كه واقع شده بدانى در حالى كه اين قضايا را تو مشاهده نكردى ، از كسى كه مشاهده كرده باشد نشنيدى و از كسى كه خبر صحيح بدهد نيز نشنيدى ، چون ما
قُرُوناً
امّتهاى بسيار و پشت سر هم خلق كرديم .
فَتَطاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ
و روزگار بر آنان دراز شد از كسانى كه شاهد قضايا بودهاند كسى نمانده و نيز از كسانى كه اخبار صحيح و اطّلاع دقيق دارند ، تا به تو خبر بدهد و اخبار به طور صحيح و واقعى باقى نمانده ، بلكه تغيير پيدا كرده و منحرف شده است .
پس علم تو به آن ( اخبار ) جز از طريق وحى نمىتواند صحيح باشد .
پس آنچه كه استدراك شده در حقيقت وحى آن اخبار است ، پس وحى حذف شده و ادات استدراك بر علّت اثبات وحى داخل شده است .
وَ ما كُنْتَ ثاوِياً فِي أَهْلِ مَدْيَنَ
و تو در ميان اهل مدين يعنى قريهى شعيب عليه السّلام ساكن نبودى .
تَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا
كه آيات ما را بر ايشان بخوانى .