تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
اين جمله صفت
ثاوِياً
يا مستأنفه است و بنا بر استيناف ضمير مجرور به اهل مدين يا به اهل مكّه بر مىگردد و معناى آن اين است كه تو در اهل مدين نبودى تا اخبار تو ناشى از شهود باشد و كسى هم از اخبار صحيح آنان به تو خبر نمىدهد چون زمان طولانى شده و اخبار مندرس و تحريف شده ، پس اخبار تو از آنان جز با وحى نيست و وحى جز براى رسول نمىشود .
وَ لكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ
و لكن ما اخبار پيشينيان را براى تو مىفرستيم ، پس اخبار تو به سبب وحى از جانب ماست . و مستدرك در اينجا نيز وحى است ، ولى ادات استدراك بر ارسال داخل شده ، چون مقصود از وحى كردن همان فرستادن و ارسال است .
وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ إِذْ نادَيْنا
آن هنگام كه ما موسى عليه السّلام را با نداى
إِنِّي أَنَا اللَّهُ
ندا كرديم تو در جانب طور نبودى يا نبودى آن زمانى كه نداى ما را هفتاد نفر از ياران موسى عليه السّلام شنيدند ، يا آنگاه كه امت تو را ندا كرديم در حالى كه آنان در اصلاب مردان و رحم‌هاى زنان بودند ، چنانچه مىآيد .
وَ لكِنْ
و لكن پروردگار تو اين مطلب را به تو خبر داد .
رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ
تا به سبب اين خبر هشدار دهى ، يا دليل بر رسالت تو باشد تا بعد از نبوّت و رسالت به هشدار مردم بپردازى .
قَوْماً ما أَتاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ
تا تو قومى را بيم ( هشدار ) دهى كه قبل از تو بيم‌دهنده‌اى براى آنان نيامده ، چون آنان
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 174 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى