و اين تقديم امر خدا اختصاصى به ائمّهى هدى ندارد ، بلكه هر فردى از افراد مردم پيشواى اهل مملكت خودش مىباشد و هر فعلى كه از او صادر مىشود يا اين است كه منظور در آن امر خدا و حكم او قبل از نظر به امر و حكم خودش مىباشد .
يا منظور در آن امر و حكم خودش قبل از نظر به امر و حكم خدا ، پس اگر اوّلى باشد او امامى است كه به امر خدا قبل از امر خودش اهل مملكتش را هدايت مىكند .
و اگر دوّمى باشد امامى است كه اهل مملكتش را به آتش فرا مىخواند ، مثلا اگر در يك كاسه تريد شريكى داشته باشى و خودت گرسنه باشى و تريد براى تو و شريكت كفايت نكند ، يا در كاسه چيز لذيذى باشد و آن چيز لذيذ براى هر دوى شما كافى نباشد ، تو بخواهى بيشتر از شريكت نخورى ، بلكه مىخواهى يا مساوى با شريكت بخورى يا كمتر از آن يعنى او را بر خودت ترجيح دهى و ايثار كنى ، مقصودت از اين كار خودنمايى و خودستايى و چيزهاى ديگر از اغراض نفس نباشد تو از قسم اول خواهى بود و اگر چنين نباشى از قسم دوّم .
من برادرانم و خود را توصيه مىكنم كه هنگام هر فعلى از ذكر خدا غافل نشويد ، كه اگر شما هنگام فعل متذكّر خدا شويد براى شما تذكّر امر خدا و تقديم آن بر امر خودتان ممكن مىشود و گرنه نفسهاى شما بر شما غلبه مىكند و امر نفس را بر امر خدا مقدّم مىدارد و روى همين جهت است كه گفته شده : بالاترين مراتب ذكر تذكر امر و نهى خدا در هنگام هر فعل و ترك است .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 170
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١٧٠