نتيجه مجبور شد به جهت غيبش توجّه نمايد .
چه موسى عليه السّلام وقتى مجبور شد به جهت غيب خويش توجّه كند از جانب طور نفس كه همان بقعهى مباركه است و از جانب راست نفس نورى ظاهر شد به صورت آتشى كه از درخت بيرون مىآيد ، آن آتش و آن درخت در كوهى ظاهر شد كه طور ناميده مىشود ، يا پس از آن طور ناميده شد و بحث از اختلاف در محلّ آن كوه قبلا گذشت .
پس وقتى موسى عليه السّلام از جانب طور آتشى را ديد به آن توجّه نمود و از وحشتزدگى و ترس آرام شد ، ( وقتى مطمئن و آرام شد ) .
قالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً
به خانوادهاش گفت :
درنگ كنيد كه من آتشى ديدم ، اين سخن را به آنان جهت دلدارى و تسكين بىتابى و وحشتشان گفت .
لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ
شايد از آن آتش خبرى بياورم ، يعنى خبر راه يا خبر آتش و صاحب آتش يا خبر كسى كه با او انس بگيريم يا خبر يك آبادى و آبادانى .
أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ
يا قطعهاى آتش بياورم تا گرم شويد .
در لفظ
جَذْوَةٍ
سه لغت است ، كه جيم را با سه حركت خواندهاند ، آن قطعه از آتش شعلهور يا آتش سرخ و گداخته يا قطعهى چوبى است كه قسمتى از آن سوخته و آتش شده و قسمت ديگر چوب است و هنوز شعلهور