وَ قالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ
زن فرعون گفت : اين فرزند نور چشم براى من و توست ، بعضى گفتهاند : فرعون گفت : نور چشم من است نه نور چشم تو .
لا تَقْتُلُوهُ عَسى أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً
زن فرعون گفت : او را نكشيد شايد نفع او به ما برسد يا او را براى خود به فرزندى بگيريم .
اين سخن را بدان جهت گفت كه آسيه و فرعون داراى فرزند نبودند .
وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
آنان نمىدانستند كه آن كودك موسى عليه السّلام است و نابودى ملكشان به دست اوست .
وَ أَصْبَحَ فُؤادُ أُمِّ مُوسى فارِغاً
دل مادر موسى خالى از عقل گشت ، چون ترس بر او غالب شده بود ، يا از هر چيزى جز ذكر موسى خالى شد ، يا از حزن و اندوه خالى شد چون بر وعدهى خدا متّكى بود ، يا خداوند به او وحى كرده بود و با فراموش كردن وحى از تذكّر وحى فارغ و خالى گشت .
و ( فزعا ) با فاء و زاى معجمه و عين مهمله ، ( قرعا ) با قاف و راء و عين مهمله و ( فرغا ) با فا و راء مهمله و غين معجمه خوانده شده ، كه همهى اين معانى در اينجا مناسب است .
إِنْ كادَتْ
كه نزديك بود
لَتُبْدِي
راز غم خويش را
بِهِ
به خاطر موسى عليه السّلام آشكار سازد .
و بعضى گفتهاند : نزديك بود هنگامى كه فرعون جهت دايه او را فرا خواند از خوشحالى رازش را آشكار كند .
لَوْ لا أَنْ رَبَطْنا عَلى قَلْبِها
اگر ما قلب او را محكم