و ممكن است اشاره به سير نفوس كامل باشد كه سير آنها در هر آن به سوى عرش پروردگارشان مىباشد و مولوى قدّس سرّه به همين معنا اشاره كرده است :
سير زاهد هر مهى تا پيشگاه * سير عارف هر دمى تا تخت شاه
و ممكن است اشاره به قيامت و به هنگامى باشد كه كوهها مانند پشم و پنبهى زده شده باشند كه كوهها در اين هنگام در حركت سريع طورى مىشود كه حركت آنها با چشم ديده نمىشود ، زيرا اطراف آنها دور بوده و نظر نمىتواند به اطراف آنها احاطه نمايد .
و لكن قول خداى تعالى
صُنْعَ اللَّهِ
در مقام مدح صنع خدا دلالت بر معانى سابق مىكند .
الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ
خداوند هر چيزى را متقن و محكم آفريده به نحوى كه اوصاف موجود آن درك نمىشود و بر خلاف اوصافى كه دارد به نظر مىآيد .
إِنَّهُ خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ
اين جمله تعليل قول خداى تعالى :
تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً
است به اعتبار لازم حكم و آن عبارت از علم خدا به ديدن كوهها و گمان ساكن بودن آنها ، يا اين جمله به منزلهى نتيجهى :
أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ
است .
زيرا وقتى خداوند هر چيزى را متقن آفريد هر نفس را نيز متقن نمود و تعلّق نفس به بدن و تصرّف آن در حركات و سكنات بدن را نيز متقن نمود ، پس او آگاه است به آنچه كه از خير و شرّ عمل مىكنيد ، اين وعده و وعيد است و لذا به دنبال آن فرمود :
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها
هر كس حسنهاى انجام