پروردگار عزّ و جلّ به سوى شما و پيامبرى بشارتدهنده ؛ پس اسلام بياوريد و مرا اطاعت كنيد كه هدايت شويد .
سپس فرمود صلّى اللّه عليه و آله : كيست كه براى من برادرى كند كه وزير من باشد ؟ و ولى و وصى من باشد بعد از من و جانشين من باشد در ميان اهل و خويشانم و دينم را ادا نمايد ؟
قوم ساكت شدند و پاسخى ندادند ؛ سه بار اين مطالب را بيان كرد و آن قوم ساكت بودند و على عليه السّلام پاسخ مىداد : انا ( من ) ، پس پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله براى سوّمين بار كه مطالب را فرمود ؛ على عليه السّلام پاسخ داد : من ؛ پيامبر خدا فرمود : تو .
پس قوم برخاستند در حالى كه به أبو طالب مىگفتند :
پسرت را اطاعت كن كه امير تو شد ! و در روايت عامّه آمده است : كداميك از شما برمىخيزد كه با من بيعت كند ؟ و سه بار اين جمله را تكرار كرد و همهى قوم سكوت كردند . سپس فرمود : آيا از شما كسى به پا مىخيزد ؟ يا كسى غير از شما به پا خواهد خاست كه شما خودتان پشيمان شويد ( از برنخاستن ) ؛ پس علىّ عليه السّلام به پا خاست و با او بيعت كرد و او را اجابت كرد ؛ پس پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : بر من نزديك شو پس نزديكتر آمد دهان على عليه السّلام را باز كرد و آب دهانش را بر آن انداخت ، سپس ؛ بين دو كتفها و پستانش را از بزاق دهانش
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة ضميمهء ترجمه 107
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
صضميمهء ترجمه ١٠٧