دلهاى گناهكاران راه دادهايم ؛ كه به آن ايمان نمىآورند .
به دليل عدم فصاحتش از بيان كلمات و مقاصد ؛ چرا كه آنان با اينكه در اداى كلمات و بيان مقاصد فصيح بودى ، بعد از نزول قرآن ايمان نياوردند ؛ پس اگر نازل مىكرديم بر كسى كه لكنت در زبان داشت ايمان نياوردن براى آنان جزو خصوصيّاتشان مىشد .
و براى اشاره بر اين معنا بود كه فرمود : « ما كانوا به مؤمنين » به واسطهى خلل وارده از عدم فصاحت آن ، او ( كه عجم بود ) يا براى عنادورزى با علىّ عليه السّلام ؛ يا معناى « لو انزلناه على عجمى ما كانوا ليؤمنوا » براى حميّت و نژادگرايى چنانى كه در عرب بود در رابطه با عجم ، يا براى عجم بودن او و يا براى عناد با علىّ عليه السّلام ايمان نمىآوردند .
يا معناى اين گفتار ، اينكه اگر نازل مىكرديم آن را بر حيوانى غير ناطق كه به موجب اعجاز آن از جانب ما ناطق مىشد ؛ ايمان نمىآوردند با اينكه اين امر مىتوانست دليل صدقش بوده باشد و اين به دليل شدّت دورى ايشان و نفرتشان از حقّ بود براى آن حيوان يا به دليل شدّت عنادشان با علىّ عليه السّلام .
روايت شده است از امام صادق عليه السّلام : كه اگر قرآن را بر عجم نازل مىكرديم عرب به آن ايمان نمىآورد و با اينكه بر عرب
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة ضميمهء ترجمه 98
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
صضميمهء ترجمه ٩٨