قالُوا
در جوابش جهت اظهار هيچ شمردنشان به او گفتند :
سَواءٌ عَلَيْنا أَ وَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُنْ مِنَ الْواعِظِينَ
براى ما يكسان است ، چه پند دهى چه از پند دهندگان نباشى ؛ براى اينكه بهتر بتوانند قصدشان در بىتوجّهىشان را بر موعظهى او برسانند نگفتند : اگر موعظه كنى يا موعظه نكنى براى ما مساوى است چه پند دهى و چه از پند دهندگان نباشى .
إِنْ هذا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِينَ
اين جز شيوهى پيشينيان نيست ؛ يعنى مىدانستند كه آن جز با امداد الهى نيست و تكرار كرده ، خلق با فتحه و سكون خوانده شده كه به معناى افترا يا فطرت و طبع مىباشد و نيز با دو ضمّه خوانده شده است كه به معناى سجيّه و طبع مىباشد و معناى آن اين است كه آنچه كه پيامبر ادّعا مىكند جز آنچه كه پيامبران پيشين ادّعا مىكردند نيست ؛ كه پيشينيان نيز مثل تو ادّعاى نبوّت كردند ! يا اين حيات و مماتى كه در حال جريان دارد جز آنچه كه تا به حال بوده نيست كه مدّتى عيش و گذران زندگى است و بعد از مدّتى مرگ و نيستى يعنى زمان بر مرگ و زندگى همان است كه از قديم « پيش » بوده است .
يا آنچه كه تو اى پيامبر ادّعا مىكنى ؛ نيست جز آنچه كه بر مبناى عادت پيشينيان بوده از پيامبران عليهم السّلام يا هر كسى كه ادّعاى