نفر اوّل يا نفر دوّم .
عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ
در اوّل سورهى مائده بيان بهيمهى انعام گذشت ، و تقييد ذكر به قول خدا
عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ
نوعى اشعار به اين دارد كه مقصود از ذكر ، ذكر هنگام ذبح است كه بر آن چهارپايان زبان بسته را بايد با نام خود كشت ( تا به كمال خويش رسند ) .
فَكُلُوا مِنْها
و از آن بخوريد اين امر جهت مباح يا مستحبّ بودن خوردن است و امر براى وجوب نيست .
وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ
مقصود از « بائس » كسى است كه به جهت فقر و تنگدستى در مضيقه و سختى قرار گرفته و لذا كلمهى « فقير » را به آن اضافه نمود .
ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ
« تفث » به معناى غبار آلودگى و ژوليده موى شدن است ، قضاى آن عبارت از زائل كردن آنست به سبب غسل ، حلق ، ناخن گرفتن و عطر استعمال كردن ، يا مقصود از « تفث » مناسك حجّ يا احلال از احرام است .
يا مقصود چيزى است كه در احرام براى انسان لازم مىشود ، مانند كفّارهى گفتارى يا عملى و تضاد آن تدارك و اداى كفّاره است ، يا مراد از « تفث » تعلّقات و وابستگىهاى نفسانى است كه در احرام براى انسان باقى مىماند و قضاى آن به اين