و شرّ است .
چنانچه فرمود :
فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ
از اينرو هرگاه به نعمتى رسد اطمينان پيدا كند و اگر به شرّ و آفتى رسد از دين خدا روبرگرداند .
مقصود از خير ، خيرهاى بدنى و مقصود از شرّ ، شرور بدنى است ؛ و ممكن است مقصود از « حرف » كسب باشد ، يعنى بعضى از مردم خدا را عبادت مىكنند در حالى كه مشتمل بر كسب دنيا و خيرهاى بدنى در عبادتش باشد ، يعنى عبادتش را وسيلهى دنيايش قرار مىدهد ؛ پس اگر به دنياش رسيد آرام مىگيرد و مطمئن مىشود و گرنه از خدا روى بر مىگرداند .
خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ
چنين كسى در دنيا و آخرت زيانكارست .
پس از ارايهى فرازهاى ديگرى كه خوانندگان ارجمند بر اهمّيت فراوان آن واقف خواهند شد اشاره بر عموميّت منسك مىفرمايد :
لِكُلِّ أُمَّةٍ
ما براى هرامّتى كلام منقطع از ما قبلش مىباشد لفظا و معنى ، يا جواب سؤال مقدّر است ، گويا كه گفته شده : آيا خداوند براى درك كردن زندگى پس از مرگ يا به وصول به خيرات و نيكىها پس از نده كردن دوّم راهى قرار داده است ؟
پس خداى تعالى در مقام جواب فرمود : براى هرامّتى
جَعَلْنا مَنْسَكاً
منسك و روشى قرار داديم ، يعنى عبارت يا راه و روشى از عبادتها يا ذبيحهاى با آن به خدا نزديك شوند ، يا مكان عبادت ، يا محلّ ذبح و قربانى قرار داديم .