وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ
عطف بر « قريه » است ، يعنى چه بسا قصرها و قناتها كه معطّل ماندند و اهل آنان را هلاك كرديم ،
وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ
و قصر محكمى كه آن را نابود ساختيم .
البتّه
« بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ »
به عالمى تفسير شده كه به آن رجوع نمىشود ، « قصر مشيد » به عالمى كه به آن رجوع مىشود ، يا جاهلى كه مشتبه به اهل علم مىشود و به او مراجعه مىشود تفسير شده است ، و نيز تفسير به امام صامت ، امام ناطق ، امام غائب ، امام ظاهر ، به فاطمه عليها السّلام و فرزندانش كه از ملاك و حقّشان معطّل شدهاند .
و به امير المؤمنين عليه السّلام و اولادش كه فضايلشان در بين خلق منتشرست و به علم آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله كه معطّل مانده و براى آن اهل پيدا نمىكردند ، به مجد و ساير صفات آنها كه نزد همه مشهور است ، به ولايت على عليه السّلام و نبوّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، به حقيقت دين كه در هر شريعتى معطّل بود و به ملّتهايى كه در زمان هر نبىّ و بعد از بين رفتهاند ، نيز تفسير شده است .
و در فراز پايانى اين سوره در مورد مسلمين و وجه تسميهى آن مىفرمايد :
هُوَ
ابراهيم عليه السّلام يا خدا
سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ
شما را مسلم ناميده است قبل از اين زمان يا قبل از قرآن يا قبل از اين عالم از عوالم بالا .
وَ فِي هذا
در اين زمان ، يا در اين قرآن ، يا در اين عالم و نامگذارى ابراهيم آنان را مسلمان در اين زمان بدان جهت است كه اين اسم براى آنها در اين زمان از ابراهيم مانده است .
لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً
تعليل امرهاى گذشته يا مدايح لايق و