باشد .
پس وقتى خداوند زمين مرده را ترك نمىكند ( در نتيجه به طريق اولى ) نطفهى ميّت را به حال خود رها نمىكند ، بلكه آن دو را زنده مىكند ، پس آيا انسان را كه شريفتر از همه است رها مىكند و بعد از مرگش زنده نمىكند ؟
وَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
اين زنده گردانيدن بدان جهت است كه عادت و رسم خداى تعالى زنده گردانيدن مردههاست باضافه اينكه خداوند قدرت و توانايى اين كار را دارد ، پس حتما انسان را مرده رها نمىكند .
وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ
ساعت و روز قيامت حتما مىآيد و اين بدان جهت است كه همهى عالم مادّه از نظر ذات و صفت از نقص به كمال در تجدّد هستند .
و همين است معناى اينكه جهان هستى در ترقّى است و آنچه كه از نقص به كمال تجدّد و تحرّك پيدا كرده حتما از حجابهايش كه همان حدود مانع از حضور نزد پروردگارش مىباشد خارج مىشود .
و آنچه كه از حدود خارج گشته نزد پروردگار مىايستد و ساعت جز قيام و ايستادن نزد پروردگار نيست .
مقصود در اينجا پروردگار مضاف است كه آن قائم آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله است .
لا رَيْبَ فِيها
نبايد در ساعت و قيامت شكّ كرد .
يا شكّى در آن باقى نمىماند بعد از ملاحظهى ترقّىهاى نطفه و