پس فرمود : كسانى كه كافر شدند ،
وَ يَصُدُّونَ
از راه خدا جلوگيرى مىكنند ، اينجا « يصدّون » را به صورت مضارع آورد تا اشعار به اين باشد كه كفر يك امر وجدانى ثابت است بر خلاف صدّ و منع از راه خدا كه آن امرى است متجدّد الحصول .
نيز براى اشاره به اين است كه خصلت و عادت كافر جلوگيرى از راه خدا بر سبيل استمرار تجدّدى است .
عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
راه خدا راه قلب است كه تكوينى آن ولايت تكوينى و تكليفى آن ولايت تكليفى است ، خداوند جز آن راهى ندارد و هر آنچه كه راه خدا حساب شود يا راه خدا به آن تفسير شود همان راه خداست چون راهى به سوى راه قلب است .
وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ
مسجد الحرام صورى يا معنوى كه آن قلب است .
الَّذِي جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ
« 1 »
وَ الْبادِ
آن را براى مردم اعمّ از مقيم يا مسافر قرار داديم ، كه سواء مفعول دوّم « جعلنا » يا حال و « العكف » مرفوع « جعلنا » است ،
هامش
( 1 ) اشارت است به جوانمردى ، زيرا نزد جوانمرد ، مقيم و مسافر يكى هستند و در خانهى وى هر كه فرود آيد حرمت دارد و دليل عمده سخن خداوند است كه مىگويد : در حرم من چه شهرنشين چه باديهنشين هر دو يك حال دارند و يك مقام . كه هر زينهارى و هر خواهندهاى را به سراى جوانمردان و پناه كريمان راه بود و چون بازگرداندند ، آن كه شكستهترست بيشتر نوازند و هر كه دور تر او را نزديكتر دارند . كشف الاسرار