تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
مىنمود ، چنانچه براى امّت تو مثالهاى متعدّدى به همين منوال آورديم .
وَ كُلًّا تَبَّرْنا تَتْبِيراً
لفظ « التبّر » به معناى شكستن و هلاك كردن است مانند « تتبير »
وَ لَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ
مقصود قريه‌هاى قوم لوط است كه سنگ‌باران شد .
أَ فَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَها
آيا آنان را نمىبينند تا عبرت بگيرند و در تنبيه و تهديد احتياج به غير آنان پيدا نكنند .
بَلْ
بلكه آنان را ديدند ، و ليكن
كانُوا لا يَرْجُونَ نُشُوراً
اميد حشر و نشر نداشتند ، چون اعتقاد به حشر نداشتند يا از رحمت خدا مأيوس بودند ، پس معناى آيه اين است كه آنان اميد حشر و نشر براى ثواب را ندارند .
وَ إِذا رَأَوْكَ إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُواً
لفظ « هزؤ » با ضمّه و سكون و « هزؤ » با دو ضمّه مصدر « أهزأ به » و « أهزأ منه » مانند « منع » و « سمع » به معناى مسخره كردن است . پس معناى آيه اين است : هرگاه كه تو را مىبينند از باب مسخره و تحقير كردن تو مىگويند :
أَ هذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا
اين سخن كفّار جهت نهايت تحقير و استهزاست چون آنان در كلامشان استفهام تعجّبى آوردند كه دلالت بر اين دارد كه