و عمل است ، نه زوال علم پس از كامل شدن .
ممكن است همين زوال علم علّت غايى باشد ، بدين معنا كه علوم دنيوى و ادراكات بشرى كه بهوسيله مدارك دنيوى حاصل مىشود در آخرت از موذيات و آزاردهندههاست ، خداوند بعضى از بندگانش را باقى مىگذارد و نگه مىدارد تا مدارك دنيوى ضعيف گردد و مدركاتش زائل گردد تا در آخرت راحت باشد .
و لذا خير و نفع بنىآدم در اين است كه بعد از رسيدن به پيرى بماند چنانچه در خبر است ، چه بقاى ادراكات دنيوى در آخرت صاحبش را آزار مىدهد .
و چه خوب گفته شده :
سينهى خود را برو صد چاك كن * دل از اين آلودگيها پاك كن
وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً
زمينى را مىبينى از گياه خالى و خشك است ؛ اين جمله خطاب به فرد غير معيّن و عطف بر جزا يا شرط و جزاست .
گويا كه خداوند در مقام استدلال بر امكان بعث و حشر همه را مورد خطاب قرار داده و فرمود :
وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً . . .
تا آخر » يا خطاب به محمّد صلّى اللّه عليه و آله و عطف به اعتبار معنا و كنايه از منكرين زنده شدن بعد از مرگ است ، گويا كه خداوند چنين